نماد سایت جستجوگر دانش

انگیزه چیست؟

انگیزه به عنوان نیروی محرکه ای تعریف می شود که افراد را وادار به عمل، طرح اهداف و انجام آنها می کند.

انگیزه به عنوان یک فرآیند روانی فیزیولوژیکی، رفتار انسان را کنترل می کند و به همین دلیل افراد تمایل دارند برای تعیین جهت، اقدام و انجام اهداف انگیزه خود را حفظ کنند.

تعاریف

1. طبق دایره المعارف مدیریت

انگیزه به درجه آمادگی یک ارگانیسم برای تعقیب هدفی اطلاق می شود و مستلزم تعیین ماهیت و مکان نیروها از جمله درجه آمادگی است.

2. رابرت دوبین

چیزی که فرد را به سمت عمل سوق می دهد و او را در مسیر اقدامی که از قبل شروع شده است ادامه می دهد.

اشاره به روشی دارد که فرد در کار مشتاق می شود تا تمایل و تمایل خود را برای استفاده از پتانسیل خود برای دستیابی به اهداف سازمانی تشدید کند.

3. تعریف کونتز و اودانل از انگیزه

انگیزه یک اصطلاح کلی است که به کل گروه از انگیزه ها، خواسته ها، نیازها، خواسته ها و نیروهای مشابهی که یک فرد یا گروهی از افراد را به کار وادار می کنند، اطلاق می شود.

4. به گفته دالتون ای مک فارلان

انگیزه به روشی اطلاق می شود که انگیزه ها، انگیزه ها، خواسته ها، آرزوها، تلاش ها یا نیازها رفتار انسان ها را مستقیما، کنترل یا توضیح می دهند.

5. به قول مایکل جی جوسیوس

عبارت است از تحریک شخص یا خود برای رسیدن به یک اقدام دلخواه، فشار دادن دکمه مناسب برای رسیدن به عمل مورد نظر.” چیزی جز یک عمل تحریک کننده نیست.

6.ونس

«انگیزش به معنای هر احساس یا تمایلی است که اراده فرد را به گونه‌ای مشروط می‌کند که به درستی به عمل هدایت شود.

انواع انگیزه

انواع مختلف انگیزه اغلب به صورت بیرونی یا درونی توصیف می شوند:

انگیزه‌های بیرونی انگیزه‌هایی هستند که از خارج از فرد نشأت می‌گیرند و اغلب شامل پاداش‌هایی مانند غنائم، پول، شناسایی اجتماعی یا تمجید می‌شوند.

انگیزه های درونی آنهایی هستند که از درون فرد برمی خیزند، مانند انجام یک جدول کلمات متقاطع پیچیده صرفاً برای رضایت شخصی از حل یک مشکل

انگیزه درونی

از یافتن رضایت از درون ناشی می شود و به سود بالقوه بیرونی متکی نیست. این شامل درگیر شدن در یک رفتار است زیرا شخصاً پاداش دارد. بنابراین در این مورد، شما اکنون یک فعالیت را به خاطر خودش انجام می‌دهید و نه میل به پاداش یا عامل خارجی.

این می تواند تمایل به پخش آهنگ های مورد علاقه خود با گیتار یا تماشای یک کمدی در سینما باشد. انگیزه این رفتارها میل درونی است. به عبارت دیگر، این رفتار خود پاداش است و نیازی به ارائه یک منبع خارجی ندارد. انگیزه درونی زمانی رخ می دهد که ما بدون هیچ گونه پاداش بیرونی آشکاری عمل کنیم. ما به سادگی از یک فعالیت لذت می بریم یا آن را فرصتی برای کشف، یادگیری و به فعلیت رساندن پتانسیل های خود می بینیم.

اگر یک ورزش را انجام می دهید اما فقط برای لذت بردن، آن را با انگیزه درونی انجام می دهید. همین امر را می توان در مورد نقاشی، مراقبه، یادگیری و خواندن نیز گفت. هر چیزی که برای لذت بردن دنبال می کنید نه برای منافع شخصی بالقوه، انگیزه درونی است.

متوجه خواهید شد که حفظ انگیزه درونی آسان‌تر است، زیرا از این فرآیند لذت می‌برید تا اینکه به یک عامل خارجی برای خوشبختی شما وابسته باشید.

انگیزه نگرش

تصور کنید که سعی می کنید با یک ذهنیت منفی شروع به یک هدف بزرگ مانند یادگیری یک زبان جدید کنید. نگرش شکست‌گرایانه شما احتمالاً منجر به همان شکست می‌شود.

اما اکنون همان سناریو را با تغییر ذهنیت خود به سمت مثبت تصور کنید. با این نگرش امیدوارانه، انگیزه ای برای شروع یادگیری و صحبت کردن به زبان دلخواه خود خواهید داشت.

انگیزه شایستگی

اگر همیشه در تلاش برای یادگیری چیزهای جدید و تبدیل شدن به یک متخصص هستید، انگیزه شایستگی شما را هدایت می کند.

انگیزه شایستگی زمانی بسیار قدرتمند است که در تلاش برای ایجاد یک کسب و کار و شروع رویارویی با موانع هستید. به جای تسلیم شدن، به یادگیری ادامه می دهید و به جلو بردن ادامه می دهید.

انگیزه بیرونی

انگیزه بیرونی کار به سمت یک هدف ملموس است که نتیجه خاصی دارد. این زمانی اتفاق می‌افتد که ما برای انجام یک رفتار یا انجام فعالیتی برای کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه انگیزه داریم.

نمونه هایی از این نوع انگیزه ها شامل اضافه کاری در یک پروژه است، زیرا به نوعی از رئیس خود تأیید می خواهید یا به موقع به محل کار می رسید تا از سرزنش رئیس خود جلوگیری کنید. یک محرک بیرونی همچنین می‌تواند در مسابقه‌ای برای بردن جایزه یا جایزه نقدی شرکت کند.

در هر یک از این مثال‌ها، این رفتار با میل به کسب پاداش یا اجتناب از یک نتیجه نامطلوب برانگیخته می‌شود. برای افراد معمول است که رفتاری را انجام دهند نه به این دلیل که از آن لذت می برند یا آن را رضایت بخش می دانند، بلکه برای دریافت چیزی در مقابل یا اجتناب از چیز ناخوشایند. این نوع انگیزه ناشی از یک عامل بیرونی است.

انگیزه بیرونی لزوماً به معنای “بد” نیست، اما ممکن است متوجه شوید که انگیزه های بیرونی رضایت کمتری را نسبت به انگیزه های درونی به ارمغان می آورند.

مبتنی بر پاداش

مشابه انگیزه بیرونی، می توانید آن را مانند یک هویج روی یک چوب در نظر بگیرید. پس از انجام یک کار، یک جایزه در انتظار شماست.

به عنوان مثال، شریک زندگی شما به شما می گوید که اگر خانه را تمیز کنید، یک شام خوشمزه برای شما درست می کند. اگر تمیز کردن را دوست ندارید، واداشتن شما به نظافت می تواند کاری غیرقابل حل باشد. با انگیزه پاداش برای یک غذای خوشمزه، به راحتی انگیزه انجام کار را پیدا خواهید کرد.

مبتنی بر ترس

انگیزه مبتنی بر ترس نمونه ای از تقویت منفی است.

ممکن است از این بترسید که اگر به اهداف خود پایبند نباشید، هرگز به اندازه لباسی که می‌خواهید نخواهید رسید یا به شغلی که آرزویش را داشتید نخواهید رسید.

انگیزه مبتنی بر ترس زمانی که برای دستیابی به اهداف درست استفاده می شود، می تواند بسیار قدرتمند باشد.

مبتنی بر موفقیت

افرادی که برای دستیابی به نقش‌های بالاتر، موقعیت‌های بهتر و عناوین بهتر تلاش می‌کنند، همه از طریق انگیزه‌های مبتنی بر موفقیت کار می‌کنند.

کسانی که از انگیزه‌های مبتنی بر موفقیت استفاده می‌کنند، برای رسیدن به هدفی که در ذهن دارند کار می‌کنند، آنها لزوماً صرفاً برای منافع شخصی کار نمی‌کنند. اگر حرفه ای هستید که به دنبال گسترش افق خود هستید، استفاده از انگیزه مبتنی بر موفقیت می تواند به شما کمک کند تا در عین حال که خود را از خود دور نگه دارید، به آنجا برسید.

مبتنی بر قدرت

اگر می‌خواهید دنیا (یا حداقل بخشی از آن) را تغییر دهید، می‌توانید از انگیزه‌های مبتنی بر قدرت استفاده کنید. اساساً، اگر می خواهید یک رهبر و بینا باشید، فقط با عطش قدرت می توانید موفق شوید. این می تواند منفی باشد (به دیکتاتورها فکر کنید)، اما همچنین می تواند بسیار مثبت باشد (مارتین لوتر کینگ، جونیور را در نظر بگیرید).

وابستگی

اگر تا به حال عضو یک تیم ورزشی بوده اید، وابستگی را در عمل دیده اید. این روحیه تیمی خاص است که به هر بازیکن انگیزه می دهد تا بهترین عملکرد خود را داشته باشد.

فرآیند ایجاد انگیزه

نیاز ارضا نشده فرآیند انگیزش زمانی آغاز می شود که نیازی ارضا نشده در انسان وجود داشته باشد.

تنش. وجود نیاز ارضا نشده به او تنش می دهد.

راندن. این تنش باعث ایجاد میل انگیزشی در انسان می شود و او شروع به جستجوی جایگزین های مختلف برای ارضای این می کند.

رفتار جستجو پس از جستجو برای جایگزین، انسان شروع به رفتار مطابق با گزینه انتخابی می کند.

نیاز ارضا شده. پس از مدت‌ها رفتاری خاص، ارزیابی می‌کند که آیا نیازش برآورده شده است یا خیر.

کاهش تنش. پس از برآورده شدن نیاز، انسان ارضا می شود و تنش او کاهش می یابد.

به عنوان مثال، اگر در یک کارمند نیاز به کسب درآمد بیشتر ایجاد شود، این نیاز او را بی قرار می کند و به این فکر می کند که چگونه نیاز خود را برآورده کند. برای ارضای نیاز خود ممکن است به کار سخت در سازمان فکر کند و ارتقا پیدا کند تا سخت شروع به کار کند.

پس از مدتی مشوق‌ها یا افزایش‌ها یا ترفیعی دریافت می‌کند که نیاز او را برآورده می‌کند. اما فرآیند انگیزش با ارضای یک نیاز خاتمه نمی‌یابد. پس از برآورده شدن یک نیاز، نیاز دیگری ایجاد می شود و همین روند ادامه می یابد تا نیازها در وجود انسان پدیدار شوند.

ویژگی های انگیزه

انگیزه یک فرآیند مداوم است. تا زندگی، مردم نیاز به انگیزه داشتند. این یک پدیده روانی است که بر رفتارهای فردی تأثیر می گذارد. از آنجایی که مزایای صوتی دارد، پیچیده است.

در زیرویژگی های اصلی انگیزه ذکر شده است:

فرآیند روانی

انگیزه یک فرآیند روانی است. این فرآیندی است برای رسیدن به نتیجه مطلوب از طریق تحریک و تأثیرگذاری بر رفتار زیردستان. یک مدیر باید مراقب باشد که نیازها، انگیزه ها و خواسته های هر یک از کارکنان سازمان را درک کند. زیردستان در رویکرد خود متفاوت هستند و حتی دو نفر را نمی توان با یک تکنیک انگیزه داد.

فرآیند مستمر

این یک فرآیند مستمر است. یک فرد راضی امروز ممکن است فردا راضی نباشد. وقتی یک نیاز ارضا شد، نیاز دیگری پدیدار می شود.

بنابراین انگیزه یک فرآیند بی پایان تا زمان تکمیل اهداف است. این مسئولیت مدیریت است که تکنیک‌ها، سیستم‌ها و روش‌های جدید را برای برآوردن نیازهای متغیر کارگران توسعه دهد.

پیچیده و غیر قابل پیش بینی

پیچیده و غیرقابل پیش بینی است. خواسته های انسان نامحدود است و بر حسب زمان و موقعیت تغییر می کند. یک فرد راضی در حال حاضر ممکن است در آینده راضی نباشد. به روشی مشابه، حتی دو نفر ممکن است با رفتار و امکانات مشابه انگیزه نداشته باشند. بنابراین، یک مدیر باید برای ایجاد انگیزه در زیردستان و دستیابی موثر به اهداف آگاه باشد.

عملکرد فراگیر

این یک عملکرد فراگیر در تمام سطوح مدیریت است. هر مدیری از سطح بالا تا پایین ترین سطح در سلسله مراتب مدیریتی مسئول ایجاد انگیزه است.

یک مدیر در درجه اول مسئول ایجاد انگیزه در زیردستان خود و ثانیاً سایر زیردستان در سلسله مراتب مدیریت است. برای این منظور، توسعه مفهوم کار گروهی و روحیه تیمی در بین همه اعضای سازمان ضروری است.

بر رفتار تأثیر می گذارد

یکی از بخش های مهم انگیزه تأثیرگذاری بر رفتار افراد است. مديريت بايد بر رفتار كاركنان تأثير بگذارد و آنها را ترغيب كند كه بيشتر روي كارشان تمركز كنند.بنابراین، يك مدير بايد نقش رهبر را ايفا كند تا بر رفتار زيردستان تا رسيدن به اهداف مشترك تأثير بگذارد.

متمرکز بر کل فرد

افراد برای برآوردن نیازهای نامحدود خود انگیزه دارند. یک فرد نمی تواند تا حدی انگیزه داشته باشد زیرا او یک واحد مستقل و جدایی ناپذیر است.

به عنوان مثال، هرگاه فردی بخواهد یک جفت کفش بپوشد، فقط پاها انگیزه ندارند، اما تمام بدن فرد برای تهیه کفش انگیزه دارد. بنابراین، انگیزه بر روی افراد و نگرش آنها برای بهبود کارایی کاری متمرکز است.

تاریخچه

از آغاز، نظریه های مختلفی توسط روانشناسان برای تبیین رفتار انسان ارائه شده است. موارد بعدی بخشی از برخی از این نظریه ها هستند-

چه چیزهایی واقعاً ما را به انجام دادن انگیزه می‌دهند؟ در طول تاریخ، روانشناسان نظریه های مختلفی را برای توضیح اینکه چه چیزی باعث رفتار انسان می شود، ارائه کرده اند. در زیر برخی از نظریه های اصلی انگیزش آورده شده است.

نظریه غریزه انگیزه

نظریه غریزه انگیزش نشان می دهد که رفتارها توسط غرایز برانگیخته می شوند، که الگوهای ثابت و ذاتی رفتار هستند. چنین غرایز ممکن است شامل غرایز بیولوژیکی باشد که برای بقای یک موجود زنده مهم هستند مانند ترس، پاکیزگی و عشق.

نظریه انگیزش و نیازها

تعداد قابل توجهی از اعمال انسانی مانند نوشیدن آب یا خوردن غذاها و غیره با انگیزه نیازها و انگیزه های بیولوژیکی انجام می شود.

بر اساس تئوری محرکه و نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو، افراد دارای انگیزه های زیستی ضروری هستند و چنین الگوهای رفتاری از طریق نیازهای برآورده کردن این انگیزه ها برانگیخته می شوند.

مدل سلسله مراتب نیاز مازلو

مدل

رفتار انسان هدفمند است. انگیزه باعث رفتار هدفمند می شود. از طریق انگیزه است که می توان به طور هدفمند به نیازها رسیدگی و برطرف کرد.

این را می توان با درک سلسله مراتب نیازها توسط مدیر درک کرد. نیازهای فرد به عنوان یک نیروی محرکه در رفتار انسان عمل می کند. بنابراین، یک مدیر باید «سلسله مراتب نیازها» را درک کند. مازلو «مدل سلسله مراتب نیاز» را پیشنهاد کرده است.

نیازهای خود شکوفایی

 نیازهای احترام

 نیازهای اجتماعی

 نیازهای امنیتی

نیازهای فیزیولوژیکی

نیازها به ترتیب زیر طبقه بندی شده اند:

نیازهای فیزیولوژیکی: نیازهای اساسی فرد است که شامل غذا، پوشاک، سرپناه، هوا، آب و غیره می شود. این نیازها به بقا و حفظ زندگی انسان مربوط می شود.

نیازهای ایمنی – این نیازها برای انسان نیز مهم هستند. همه خواهان امنیت شغلی، حفاظت در برابر خطر، ایمنی اموال و غیره هستند.

نیازهای اجتماعی- این نیازها از جامعه نشات می گیرند. انسان یک حیوان اجتماعی است. این نیازها مهم می شوند. به عنوان مثال- عشق، محبت، تعلق، دوستی، گفتگو و غیره.

نیازهای احترام: این نیازها به میل به احترام به خود، به رسمیت شناختن و احترام دیگران مربوط می شود.

نیازهای خودشکوفایی: اینها نیازهای بالاترین مرتبه هستند و این نیازها در افرادی یافت می شود که چهار نیاز قبلی او ارضا شده است. این شامل نیاز به خدمات اجتماعی، مدیتیشن می شود.

نظریه برانگیختگی انگیزه

تئوری برانگیختگی انگیزه نشان می دهد که افراد برای انجام رفتارهایی انگیزه دارند که به آنها کمک می کند سطح بهینه برانگیختگی خود را حفظ کنند.

فردی با نیازهای برانگیختگی پایین ممکن است فعالیت های آرامش بخش مانند خواندن کتاب را دنبال کند، در حالی که افرادی که نیازهای برانگیختگی بالایی دارند ممکن است انگیزه درگیر شدن در رفتارهای هیجان انگیز و هیجان انگیز مانند مسابقه موتور سیکلت.

نکاتی برای یافتن انگیزه

همه افراد در انگیزه و اراده خود نوساناتی را تجربه می کنند. گاهی اوقات ممکن است احساس کنید که برای رسیدن به اهدافتان مشتاق هستید و برای رسیدن به اهدافتان بسیار انگیزه دارید، در حالی که در برخی مواقع ممکن است نسبت به آنچه می خواهید یا چگونه به آن دست یابید بی حوصله یا نامطمئن باشید.

حتی اگر احساس می‌کنید انگیزه‌تان کم است، قدم‌هایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید که شما را به جلو نگه می‌دارد. برخی از کارهایی که می توانید انجام دهید عبارتند از:

اهداف خود را طوری تنظیم کنید که روی چیزهایی تمرکز کنید که واقعاً برای شما مهم هستند

اگر در حال مقابله با چیزی هستید که خیلی بزرگ یا خیلی طاقت فرسا است، آن را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید و سعی کنید به اولین قدم به سمت پیشرفت برسید.

اعتماد به نفس خود را بهبود بخشید

آنچه را که در گذشته به دست آورده اید و نقاط قوت شما در کجا نهفته است را به خود یادآوری کنید

اگر چیزهایی وجود دارد که نسبت به آنها احساس ناامنی می کنید، سعی کنید در آن زمینه ها پیشرفت کنید تا احساس مهارت و توانایی بیشتری داشته باشید.

مشکلات بالقوه انگیزه

چند نکته وجود دارد که باید مراقب آنها باشید که ممکن است به انگیزه شما آسیب برساند. این شامل:

رفع سریع یا فکر کردن به همه یا هیچ. اگر نتوانید فوراً چیزی را اصلاح کنید یا نتوانید به یکباره آن را داشته باشید، احساس بی انگیزگی می کنید. به خود یادآوری کنید که رسیدن به اهدافتان زمان می برد.

فکر کردن که یک اندازه برای همه مناسب است. فقط به این دلیل که یک رویکرد یا روش برای شخص دیگری کارآمد است، به این معنی نیست که برای شما کارساز خواهد بود. اگر چیزی به شما در رسیدن به اهدافتان کمک نمی کند یا باعث می شود که احساس بی انگیزگی کنید، به دنبال چیزهایی باشید که برای شما بهتر عمل کنند.

خروج از نسخه موبایل