جستجوگر دانش
Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Post Type Selectors

معرفی انواع سبک مدیریت؟

سبک مدیریت راهی است که یک مدیر برای رسیدن به اهداف خود برای شرکت کار می کند. سبک مدیریتی شما شامل نحوه تصمیم گیری، نظارت بر اعضای تیم و برنامه ریزی و تفویض وظایف می شود.

انواع مختلفی از سبک های مدیریت وجود دارد. هر مدیری به طور طبیعی به سمت یک سبک مدیریتی گرایش دارد، حتی اگر شما متوجه آن نباشید. سبک‌های مدیریتی ما از طریق ترجیحات ارتباطی، تیپ‌های شخصیتی و نحوه ظاهر شدن ما در محل کار آشکار می‌شوند.

نکته کلیدی این است که تشخیص دهید که به طور طبیعی از کدام سبک مدیریت استفاده می کنید. شناسایی سبک مدیریتی خود می تواند به شما کمک کند تا درک بهتری از نحوه برقراری ارتباط و حمایت از تیم خود به دست آورید – حتی کارهایی که نمی دانید انجام می دهید.

عواملی که سبک مدیریت را شکل می دهند

عوامل داخلی

عوامل داخلی شرکت که یک سبک مدیریت را تعیین می‌کنند شامل سیاست‌ها، اولویت‌ها، فرهنگ سازمانی، سطوح مهارت کارکنان، انگیزه و ساختارهای مدیریتی می‌شود.

برای مؤثر بودن، سبک و دیدگاه مدیر باید با فرهنگ سازمانی کسب و کار منطبق باشد.  سبک آنها باید به سیاست ها و رویه های تعیین شده توسط سازمان پایبند باشد و آنها باید بتوانند به اهداف شرکت دست یابند.

  آنها مسئول کنترل یک تیم کاری موثر هستند و باید از باورهای سازمانی در آن تیم حمایت کنند.مدیری که نتواند این کار را انجام دهد احتمالاً ناکارآمد تلقی می شود و از سمت خود برکنار می شود.

سطوح مهارت و انگیزه کارکنان تا حد زیادی بر سبک‌های مدیریت تأثیر می‌گذارد، زیرا برای یک مدیر برای دستیابی به اهداف با حفظ محتوا و تیم کاری مؤثر ضروری است.

کارکنان کمتر ماهر یا با انگیزه به سبکی نیاز دارند که کنترل بیشتری داشته باشد و برای اطمینان از بهره وری، نظارت مداوم را تقویت کند. کارکنان با انگیزه یا ماهر به نظارت و هدایت کمتری نیاز دارند زیرا معمولاً از نظر فنی مهارت بیشتری نسبت به مدیریت دارند و توانایی و تمایل بیشتری برای تصمیم گیری مستقل دارند.

این کارمندان از یک سبک مدیریتی سود می برند که کمتر کنترل کننده یا دست بردار است.ساختارهای مدیریت سلسله مراتبی نیاز به تصمیم گیری صرفاً توسط مدیریت بالاتر و در محدوده موقعیت یک مدیر در سلسله مراتب دارند.

این نوع سازمان ها به منظور دستیابی به اهداف و انجام کارها به نحوی که مشخص شده است، به سبک های مدیریت کنترل بیشتری نیاز دارند.ساختارهای صاف تر با تصمیم گیری غیرمتمرکزتر از سبک های مدیریتی بهره می برند که ارتباطات تیمی و مشارکت کارکنان را در تصمیم گیری تشویق می کند.

عوامل خارجی

عوامل خارجی مؤثر بر سبک های مدیریت آنهایی هستند که خارج از کنترل سازمان هستند.اینها شامل مصرف کنندگان، تامین کنندگان، رقبا، اقتصاد و قانون است، اما محدود به آنها نیست.

برخی از نمونه‌های این عوامل، رقیبی است که محیط مستقل‌تری را برای کارکنان ماهر ارائه می‌دهد و مجموعه شغلی را کنترل می‌کند. اقتصاد برای یک کالای تولیدی خاص منجر به افزایش تقاضا می شود که باعث بحران تولید می شود

قوانین مربوط به یک صنعت خاص تغییر می کند و کارکنانی را می طلبد که دانش و گواهینامه گسترده ای داشته باشند که باعث ایجاد استعداد و انگیزه کارکنان شرکت می شود.

انواع سبک های مدیریت

سه دسته کلی از سبک های مدیریت وجود دارد: استبدادی، دموکراتیک و عدم مداخله. در این دسته بندی ها، انواع فرعی خاصی از سبک های مدیریت وجود دارد

سبک مدیریت
انواع سبک مدیریت

1.سبک های مدیریت دیکتاتوری

این نوع مدیریت از یک رویکرد از بالا به پایین پیروی می کند و ارتباط یک طرفه از روسا به کارمندان دارد.این کنترل‌کننده‌ترین سبک مدیریتی مختلف است که مدیریت تمام تصمیم‌های محل کار را می‌گیرد و تمام قدرت را در اختیار دارد.

با کارمندان به عنوان هواپیماهای بدون سرنشین رفتار می شود، زیرا باید از نزدیک تحت نظر قرار گیرند، زیرا در محیط های کاملاً مشخص کار می کنند.کارکنان تشویق نمی‌شوند که سؤال بپرسند، ایده‌های خود را ارائه دهند یا افکار خود را در مورد بهبود فرآیندها به اشتراک بگذارند و در برخی موارد به طور فعال از انجام این کار منصرف می‌شوند.

انواع فرعی سبک مدیریت استبدادی مقتدرانه، متقاعدکننده و پدرانه است.

1.سبک مقتدرانه

این سبک مدیریت، اعتماد یا اطمینان کمی به کارکنان وجود دارد.این مدیر دستورات را به کارمندان دیکته می کند و انتظار دارد که دقیقاً همانطور که لازم است انجام دهند.این کارمندان بی مهارت هستند. این امر مستلزم آموزش و مربیگری مستمر کارکنان و همچنین نظارت مستمر است.

از کارمندان انتظار می رود که دستورات را دنبال کنند، اختیارات مدیریت را زیر سوال نبرند و هر بار وظایف خود را به یک شکل انجام دهند.

مدیران کارکنان را به دقت زیر نظر دارند و عملکرد آنها را بدون اعتماد یا اطمینان از اینکه کارمندان آنها می توانند بدون نظارت مستقیم و مداوم به اهداف خود برسند.این دسته از مدیران بر این باورند که بدون این نظارت، کارمندان موفق عمل نخواهند کرد.

مزایا

این سبک مدیریت امکان تصمیم گیری سریع را فراهم می کند و نقش ها و انتظارات را به وضوح تعریف می کند

با کارگران غیر ماهر یا تیم‌های بزرگ، تعیین انتظارات روشن و محکم می‌تواند به کارگران اجازه دهد تا بدون عدم اطمینان کار کنند.

بهره وری افزایش می یابد، اما تنها زمانی که مدیر حضور داشته باشد.

معایب

از نکات منفی سبک مدیریت مقتدرانه می توان به افزایش نارضایتی کارکنان اشاره کرد که منجر به جابجایی بیشتر، رنجش، عدم توسعه حرفه ای و مشارکت کارکنان و شکل گیری ذهنیت «ما» در مقابل «آنها» بین کارکنان و مدیریت می شود.

نوآوری خفه شده و فرآیندهای ناکارآمد باقی خواهند ماند.

زمان استفاده از این سبک: اگر تصمیمات لازم است به سرعت اتخاذ و اجرا شوند، مثلاً در زمان بحران سازمانی، می توان از این سبک مدیریتی با موفقیت استفاده کرد. در غیر این صورت باید از آن اجتناب کرد.

2.سبک مدیریت متقاعد کننده

یکی از انواع مدیریت خودکامه، مدیریت متقاعد کننده است. سبک مدیریت متقاعد کننده تصمیم گیری را کاملاً در اختیار مدیران قرار می دهد، اما مدیران را تشویق می کند تا منطق پشت تصمیمات خود را به اشتراک بگذارند. این به اعضای تیم کمک می کند تا احساس ارتباط بیشتری با فرآیند تصمیم گیری کنند.

مزایای سبک مدیریت متقاعد کننده

این می تواند به آموزش اعضای تیم در سطح پایین در مورد آنچه در تصمیمات مدیریتی می رود کمک کند.

این باعث ایجاد اعتماد بین تیم و مدیر می شود زیرا برای هر تصمیمی توضیحی به تیم داده می شود.

معایب سبک مدیریت متقاعد کننده

مانند هر سبک دیگری استبدادی، اعضای تیم می توانند به طرز خلاقانه ای احساس خفقان کنند.

اعضای تیم ممکن است احساس کنند که بازخورد آنها شنیده نمی شود زیرا ارتباط هنوز یک طرفه است.

بهترین برای: مدیرانی که تیم بی‌تجربه‌تری را رهبری می‌کنند. تحت این پویایی، مدیر باید بر اساس تجربه خود تنها تصمیم گیرنده باشد، اما باید توضیحاتی را برای کمک به رشد تیم خود به اشتراک بگذارد.

3.سبک مدیریت پدرانه

مدیر هنوز هم تمام تصمیمات را در این سبک مدیریت می‌گیرد و با کارکنان به شیوه‌ای تحقیرآمیز یا پدرانه رفتار می‌کند.تصمیمات به نفع کارکنان گرفته می شود و مدیر این تصمیمات و اهمیت آنها را برای کارکنان توضیح می دهد. این کارمندان ممکن است احساس کنند که مدیر پدرپرست از آنها مراقبت و مراقبت می کند، اما ممکن است از جدی نگرفتن آنها ناراحت شوند. این سبک کارمندان بسیار وابسته را پرورش می دهد.

مزایا

یک مدیر پدرانه بر رفاه کارکنان خود متمرکز است و تصمیمات خود را بر اساس بهترین چیز برای کارکنان خود قرار می دهد.

ارتقاء مهارت و آموزش کارکنان با ارزش است که منجر به کارکنان شادتر، ماهرتر و مولدتر می شود.

معایب

کارمندان می توانند بیش از حد به مدیریت وابسته شوند که منجر به کمبود نوآوری و حل مشکل می شود.

احتمال زیادی وجود دارد که این سبک باعث ایجاد نارضایتی در میان کارکنانی شود که به مفهوم “سازمان به عنوان خانواده” اعتقاد ندارند. ممکن است کارمندان این سبک را تحقیرآمیز و کودکانه بدانند

2.دموکراتیک

ضرورت “دموکراتیک” منحصر به سیاست نیست. در محل کار، رهبری دموکراتیک یک سبک مدیریتی است که به همه اجازه می‌دهد تا بتوانند تعهد و اجماع را در میان اعضای تیم ایجاد کنند. از بین انواع مدیریت، رهبری دموکراتیک امکان مشارکت بیشتر در فرآیند تصمیم گیری را نسبت به سبک های رهبری آمرانه و خودکامه فراهم می کند. این سبک به کارکنان انگیزه می دهد تا آنها را باور کنند که نظرشان مهم است. به نوبه خود احساس تعهد بیشتری نسبت به دستیابی به اهداف و مقاصد سازمان می کنند.

انواع محل های کار دموکراتیک با حل مشکلات مشترک مشخص می شود. با این حال، اگر نیروی کار بی‌تجربه باشد، این می‌تواند یک نقطه ضعف باشد – برای تصمیم‌گیری خوب در سطح سازمانی، نیاز به تخصص کافی است. یکی دیگر از اشکالات این رویکرد، زمان لازم برای دادن صدای همه در فرآیند تصمیم گیری است. در طول یک بحران، تصمیم گیری های سریع یک امر عادی است و ممکن است ارزیابی همه گزینه ها و دادن «رای» به همه امکان پذیر نباشد.

مزایا

خلاقیت و مشارکت در فرآیندهای تصمیم گیری را تشویق می کند.

سپس این مشارکت منجر به ایجاد یک تیم متعهد به دستیابی به نتایج می شود که منجر به سطوح بهره وری بالاتر می شود.

دموکراسی باعث ایجاد انگیزه در کارمندانی می شود که متوجه می شوند سبک مدیریت مشورتی آنها را در تصمیم گیری دخالت می دهد

معایب

با وجود گروهی از کارمندان بی تجربه، سبک مدیریت دموکراتیک می تواند منجر به تصمیم گیری های ضعیف و شکست های ارتباطی شود.

برخی از اعضای تیم ممکن است هنوز دانش لازم برای مشارکت در فرآیندهای تصمیم گیری را نداشته باشند و به نوبه خود احساس کنند که از این فرآیند طرد شده اند.

اعضای تیم که اعتماد به نفس کمتری در بیان نظرات خود دارند ممکن است خود را در کنار سایر افراد پر سر و صدا بیابند.

1.مشورتی

در یک محیط مشورتی، مدیر می خواهد قبل از تصمیم گیری نهایی، از تک تک اعضای تیم بشنود. انجام این کار می تواند به معنای برگزاری یک جلسه هفتگی برای شنیدن افکار و نظرات همه یا ارسال یک ایمیل برای دریافت نظرات همه باشد. به همین دلیل است که مدیریت مشاوره ای برای زمینه های تخصصی که در آن کل تیم شما تجربه منحصر به فردی را به میز ارائه می دهد عالی است.

مدیریت مشورتی به معنای در نظر گرفتن نظرات و عقاید همه است.مدیریت مشورتی در زمینه های تخصصی رایج است.شما اعضای تیم خود را به عنوان دارایی می بینید و نظرات آنها را به بستر یک محیط کاری موفق تبدیل می کنید.

مزایا

مشارکت کارکنان را افزایش می دهد زیرا اعضای تیم اغلب مورد مشورت قرار می گیرند و احساس احترام می کنند

کیفیت تصمیمات را بهبود می بخشد زیرا نظرات بسیاری از اعضای تیم را در نظر می گیرد

ایده‌های خلاقانه متفاوتی ممکن است در طول فرآیند تصمیم‌گیری ایجاد شوند، زیرا مردم احساس امنیت می‌کنند تا نظرات خود را بیان کنند

معایب

وقت گیر است زیرا شامل دورهای زیادی از جلسات است. این سبک برای کارهای فوری کمتر موثر است

نظرات متناقض را مدیریت می کند که منجر به نارضایتی برخی افراد از تصمیمات نهایی می شود

در تصمیم گیری کند است زیرا گاهی اوقات رسیدن به اجماع دشوار است

2.سبک مدیریت مشارکتی

رهبران مشارکتی از نزدیک با اعضای تیم خود کار می کنند و معتقدند که وقتی افراد از نظر شخصی و حرفه ای احساس رضایت می کنند، موثرتر هستند و احتمال بیشتری دارد که به طور منظم کار عالی تولید کنند. به دلیل تأکید آنها بر رضایت کارکنان و کار تیمی، آنها تمایل به دستیابی به سطوح بالاتری از احترام دارند.

رهبر مشارکتی یک سبک رهبری عالی برای سازمان هایی با هر صنعت و اندازه ای است، اما به ویژه در سازمان های غیرانتفاعی رایج است. این نوع از رهبران در ایجاد روحیه کارکنان و کمک به افراد برای مشارکت مجدد در کارشان مهارت فوق العاده ای دارند.

محیط های مشارکتی برای درگیر نگه داشتن کارمندان عالی هستند.هر ایده کاملاً برای بحث بین همه اعضا باز است.تصمیم نهایی خود را بر اساس اکثریت آرا می گیرید.

مزایا

رهبران مشارکتی ظرفیت افزایش وفاداری و بهره وری کارکنان، بهبود توسعه و تصمیم گیری کارکنان، پرورش اعتماد و ایجاد رهبران آینده را دارند.

آنها همچنین معمولاً در مورد چالش های انجام کار در تیم خود بیشتر آگاه هستند.

معایب

رهبران مشارکتی ممکن است در تلاش برای تقویت همکاری با اعضای تیم خود و بین آنها از بین بروند.

همچنین ممکن است برای آنها ایجاد زمان و مکان برای برنامه ریزی استراتژیک سطح بالا دشوار باشد.

3.سبک مدیریت مشترک

در این سبک، مدیریت یک انجمن باز برای ایده‌ها ایجاد می‌کند تا قبل از تصمیم‌گیری بر اساس قانون اکثریت، به طور گسترده مورد بحث قرار گیرند. کارکنان این اختیار را دارند که مالکیت نتایج را در دست بگیرند، که می تواند منجر به افزایش مشارکت، نوآوری و خلاقیت شود.

مزایا

کارکنان احساس می کنند مورد اعتماد، ارزش و شنیده شدن توسط تمام سطوح تیم مدیریت خود هستند.

آن‌ها الهام گرفته‌اند تا بهترین کار خود را ارائه دهند، راه‌حل‌های مشترکی برای مشکلات بیابند و به طور کامل با این فرآیند درگیر شوند.

ارتباطات باز به این معنی است که تضادهای محل کار اغلب قبل از بروز مشکلات واقعی حل می شوند.

وقتی کارمندان درگیر هستند، گردش مالی کاهش می‌یابد و صداهای متنوع اغلب به راه‌حل‌ها و نتایج بهتر منجر می‌شود.

معایب

مانند سایر سبک های مدیریت دموکراتیک، این فرآیند می تواند زمان بر باشد.

قانون اکثریت نیز همیشه نمی‌تواند بهترین انتخاب برای یک سازمان باشد و اگر تصمیمی وجود داشته باشد که به نفع کسب‌وکار نباشد، مدیریت باید وارد عمل شود و آن را تغییر دهد که می‌تواند باعث ایجاد نارضایتی و بی‌اعتمادی شود.

4.سبک مدیریت تحول آفرین

نوع دیگری از مدیریت دموکراتیک، سبک مدیریت تحول آفرین است. مدیران تحول گرا که عمدتاً در میان تیم های خلاق استفاده می شود، تلاش می کنند فرهنگی ایجاد کنند که سازگاری، نوآوری و حل مسئله را تشویق کند.

مدیران تحول آفرین روی رشد حرفه ای تیم خود سرمایه گذاری می کنند و کمتر به پروژه های کوتاه مدت و بیشتر به توسعه بلند مدت نگاه می کنند. اغلب، این به معنای تعیین اهداف بلند و چالش برانگیز برای اعضای تیم است.

مزایا

این سبک برای اعضای تیم با انگیزه ای که به دنبال رشد در مشاغل و نقش های خود هستند بسیار خوب عمل می کند.

این به پروژه‌های پیش پا افتاده‌تر کمک می‌کند و به اعضای تیم کمک می‌کند تصویر بزرگ‌تری از آنچه روی آن کار می‌کنند ببینند.

معایب

از آنجایی که این سبک متکی بر تعیین اهداف دشوار است، اگر تیم شما انگیزه کافی برای دستیابی به آنها نداشته باشد، می تواند نتیجه معکوس داشته باشد. در نتیجه، گاهی اوقات این سبک مدیریت می تواند منجر به فرسودگی شغلی و جابجایی کارکنان شود.

بهترین ها برای: تیم های سریع و با انگیزه ذاتی که همیشه در حال تطبیق با شرایط جدید هستند. مدیران متحول با ادغام سازگاری در سبک مدیریت خود، تیم خود را برای هر چیزی که ممکن است پیش بیاید آماده می کنند.

5.سبک مدیریت مربیگری

سبک مربیگری مدیریت بر رشد هر فرد در تیم متمرکز است. این یک استراتژی بلندمدت است که تصدیق می کند که کیفیت و بهره وری ممکن است با انباشته شدن مهارت ها و دانش در کوتاه مدت کاهش یابد.

مزایا

کارکنان عموماً انگیزه زیادی برای کار با رئیسی دارند که سبک مدیریت مربیگری را اتخاذ می کند. هنگامی که به افراد کمک می شود تا مهارت های خود را بهبود بخشند، انگیزه بالایی پیدا می کنند و در نتیجه سطوح کمتری از جابجایی کارکنان را به همراه دارند.

انتظارات روشن با اهداف و اهداف با وضوح کامل ارتباط برقرار می کنند.

سطح مهارت و دانش در سازمان بالا است، به این معنی که رقابتی تر می شود. این همچنین به این معنی است که افراد به طور مداوم برای ارتقاء رشد می کنند، به این معنی که مهارت ها در کسب و کار باقی می مانند.

معایب:

این سبک می‌تواند به محیط‌های سمی منجر شود، زیرا کارکنان برای نقش‌های مورد علاقه و وظایف توسعه بازی می‌کنند.

تمرکز بیش از حد بر توسعه بلندمدت می تواند پروژه های کوتاه مدت را بدون حمایت مناسب رها کند.

3.سبک های مدیریت عدم مداخله

مدیران Laissez-faire بر فعالیت‌های تیم خود نظارت می‌کنند، اما کاملاً بی‌تفاوت هستند – آنها انتظار دارند که تیمشان تا حد مشخصی عملکرد داشته باشد، حتی اگر به طور فعال به کارمندان خود کمک یا چک کردن نداشته باشند.

کارمندانی که توسط مدیران لایسه‌فر رهبری می‌شوند، تمام اختیارات تصمیم‌گیری را در اختیار دارند، و روی هر چیزی که می‌خواهند بدون دخالت حداقل یا بدون مداخله کار می‌کنند – که امتیاز خوبی است. آنها همچنین می توانند در مواقعی که به کمک نیاز دارند از راهنمایی مدیر خود استفاده کنند.

اما بیشتر اوقات، تیم به سختی هیچ راهنمایی یا چشم اندازی دارد. کارمندان ممکن است احساس کنند به هر جهت کشیده شده اند، بنابراین نمی توانند کار ارزشمندی را انجام دهند. این کمترین مطلوب و مؤثرترین سبک مدیریتی است زیرا بدون هیچ گونه راهنمایی یا چشم اندازی، اکثر کارکنان احساس می کنند که مورد غفلت قرار گرفته اند.

مزایا

اعضای تیم تشویق می شوند که خلاق باشند و ایده های خود را ارائه دهند.

کارکنان خودانگیخته از افزایش استقلال بهره مند می شوند.

معایب

بدون نیروی راهنما، کارمندان می توانند احساس کنند که راهنمایی کمی در مورد انتظارات کاری دریافت کرده اند. آنها ممکن است مطمئن نباشند که چه چیزی از آنها خواسته می شود و چه کاری باید با وقت خود انجام دهند.

مدیران Laissez-Fire را می‌توان به‌عنوان بی‌تفاوت و بالقوه بی‌علاقه به تیم خود دید. این می‌تواند منجر به کار تیمی ضعیفی شود که هیچ‌کس برای رسیدگی به مسائل و ارائه جهت‌دهی حضور ندارد.

برخی از رهبران این سبک مدیریت را برای جلوگیری از مسئولیت هر گونه شکست تیم خود اتخاذ می کنند. هنگامی که اهداف به دست نمی آیند، مدیر Laissez-faire می تواند دیگران را به خاطر تصمیم گیری و اجرای ضعیف برنامه ها سرزنش کند.

در بدترین حالت، این سبک مدیریت به یک مدیر اجازه می دهد تا از مدیریت کردن اجتناب کند. آنها از هرگونه درگیری با گروه اجتناب می کنند و برای ایجاد انگیزه یا شناخت دستاوردهای افراد کار چندانی انجام نمی دهند.

1.سبک مدیریت تفویضی

نوع دیگری از مدیریت عدم مداخله، مدیریت تفویضی به سیستمی اطلاق می شود که مدیران و اعضای تیم تنها زمانی با هم تعامل دارند که مدیران به آنها وظایفی را محول می کنند. از آنجا، مدیر در پایان پروژه وارد می شود، کار را بررسی می کند و چرخه دوباره شروع می شود.

در این سبک، اعضای تیم به طور کلی این آزادی را دارند که وظایف خود را به روش خود انجام دهند. مانند تیم هایی با مدیران بینا، اعضا تمایل به داشتن دانش قوی از کار و نحوه انجام آن دارند.

مزایا

این به اعضای تیم اجازه می دهد تا خلاقیت را در تکالیف خود به حداکثر برسانند. اعضای تیم بدون نظارت اندک یا بدون نظارت، می توانند هنگام تکمیل وظایف، خارج از چارچوب فکر کنند.

هیچ خطری برای مدیریت خرد در این سبک وجود ندارد. در نتیجه، اعضای تیم در کار خود احساس استقلال می کنند.

معایب

بدون فرآیند بازخورد روشن در طول چرخه عمر پروژه، نتیجه نهایی ممکن است آسیب ببیند.

از آنجایی که مدیر فقط برای تفویض اختیار وجود دارد، هیچ فرآیندی برای حل تعارض وجود ندارد.

2.سبک مدیریت رویایی

در این سبک که به سبک الهام بخش نیز معروف است، مدیران از طریق الهام بخشیدن به کارکنان خود رهبری می کنند.رهبران اهداف و دلایل پشت سر آنها را توضیح می دهند و تیم خود را متقاعد می کنند تا برای اجرای چشم انداز خود تلاش کنند.

اعضای تیم توسط مدیر خود برانگیخته می‌شوند، سپس اجازه می‌دهند تا با کمترین دخالت به وظایف خود دست یابند. مدیران گهگاه بررسی می‌کنند، اما اعتماد دارند که چشم‌انداز مشترک آن‌ها کارمندان را در مسیر خود نگه می‌دارد و نتایج خوبی را به همراه خواهد داشت.

مدیران در طول و بعد از فرآیند بازخورد سازنده زیادی برای کمک به کارمندان خود ارائه می دهند و مطمئن شوید که به طور آزادانه تمجید می کنند.

مزایا

اعضای تیم را تشویق می کند که خلاقانه فکر کنند و ایده هایی را تولید کنند که دیگران قبلاً ندیده اند

یک ذهنیت آینده نگر و آینده نگر ایجاد می کند

اعتماد و تعهد را برای پرورش تفکر نوآورانه ایجاد می کند

الهام بخش افرادی است که می خواهند به جلو حرکت کنند

معایب

چشم انداز به جای خود شرکت به رهبر مرتبط است

تمرکز زیاد روی چشم انداز بلند مدت ممکن است گاهی اوقات بر اهداف کوتاه مدت تأثیر بگذارد

تثبیت چشم انداز رهبر ممکن است باعث شود تیم ایده های خلاقانه و نوآورانه دیگران را از دست بدهد.

منبع

https://en.wikipedia.org/wiki/Management_style

مطالب جدید

درخواست ترجمه رایگان

مطالب برتر سایت

بازاریابی چیست

برند چیست

تبلیغات چیست

بازاریابی دیجیتال چیست

ارزش پیشنهادی چیست